آخرین اخبار
” پولانه ” تحلیلی متفاوت از موضوع مذاکره با آمریکا.

” پولانه ” تحلیلی متفاوت از موضوع مذاکره با آمریکا.

این روزها تب و تاب برجام و توافقات هسته ای و مذاکرات ، نقل و نبات مجالس و محافل و فضای مجازی و غیر مجازی شده است و مثل همیشه تفسیر و تحلیل های صفر یا صدی از دیدگاههای مختلف ارائه میشود یک عده آن را کاملا رد نموده و نمره صفر میدهند و عده ای آن را قبول داشته و نمره صد میدهند انگار نمره دیگری وجود ندارد . من میخواهم بدون نمره دادن از دو منظر دیگری به موضوع نگاه کنم .
منظر اول : ایالات متحده آمریکا قدرت برتر اقتصادی دنیاست و طبق آخرین برآوردها حدود ۲۲% اقتصاد دنیا و بیشترین حجم منابع مالی و سرمایه ای در ید اختیار این کشور است (حجم اقتصاد آمریکا : دو برابر حجم اقتصاد اتحادیه اروپا ، دو برابر اقتصاد چین ، هفت برابر اقتصاد روسیه میباشد. ) وبه همین خاطر نیز برترین کشور در حوزه سرمایه گذاری و سرمایه پذیری میباشد. بطوریکه هرساله بیشترین رقم سرمایه گذاری در کشورهای مختلف دنیا متعلق به آمریکاست و نیز بیشترین جذب سرمایه های خارجی هم متعلق به این کشور است .
نقطه مهم تر و حائز اهمیت این است که آمریکایی ها بدلیل نوع ساختار اقتصادی شان ، هم علاقمند و هم مجبورند که در کشورهای دیگر سرمایه گذاری نمایند در غیر اینصورت چرخهای اقتصاد به اون عظمت نخواهد چرخید در حالیکه این فرمول در اقتصاد روسیه و خیلی از کشورها ی دیگر وجود ندارد یا بسیار اندک است .
کشور ایران برابر برنامه بیست ساله اش میبایست هر سال هشت درصد رشد اقتصادی داشته باشد تا به اهداف پیش بینی شده در برنامه از جمله ایجاد نه میلیون شغل برای جوانان عزیز کشورمان ، سامان بخشی به وضعیت معیشت مردم و حفظ قدرت رقابتی کشور در جهان برسد که اگراز ابتدای برنامه ، همه ی منابع داخلی را بکار میگرفتیم هفتاد درصد از نیاز برنامه را جبران مینمود و سی درصد هم از محل سرمایه گذاری خارجی پیش بینی شده بود، لیکن الان از نظر زمانی در نیمه دوم برنامه هستیم و نه تنها آن درصدهای رشد را نداشتیم حتی در برخی سالها رشدمان منفی نیز بوده است اکنون برای جبران رشدها و رسیدن به حداقل های برنامه در صورت وجود شرایط و اوضاع مناسب در کشور و تحقق سیاستهای اقتصاد مقاومتی و تلاش همه آحام مردم برای جبران عقب ماندگی اقتصادی و در صورت بکارگیری همه منابع کشور فقط سی درصد نیاز برنامه قابل تامین است و برای تامین حدود هفتاد درصد منابع مورد نیاز برنامه ، چاره ای نیست و میبایست از خارج از کشور سرمایه و منابع وارد نماییم یعنی جذب سرمایه گذاری خارجی .
به بیان دیگر یا باید قید توسعه کشور را بزنیم و یا میبایست از همین الان ، ساز و کار ورود سرمایه های خارجی به میزان سه و نیم تریلیون دلار را مهیا نماییم تا اهداف برنامه و سند چشم انداز توسعه بیست ساله از جمله ایجاد نه میلیون شغل برای جوانان عزیز کشورمان و بهبود اوضاع معیشتی مردم تحقق یابد .
در اینصورت باید سراغ اقتصادهای برتر دنیا برویم که سرمایه لازم را دارند که عبارتند از :
– آمریکا ( ۲۲% اقتصاد دنیا را دارد.)
– چین ( ۱۲% اقتصاد دنیا را دارد.)
– ژاپن ۷%
– اتحادیه اروپا ( آلمان ۵% – فرانسه ۴% – انگلیس ۳% و ایتالیا ۳%و …. )
– روسیه ۳%
– سایرین هر کدام کمتر از سه درصد.
ولی ساختارها ی اقتصادی و علاقمندی کشورهای فوق برای مباحث سرمایه گذاری کاملا متفاوت است فلذا از در لیست مذکور هم باید به سراغ کشورهایی برویم که هم انباشت سرمایه دارند، هم علاقمند و اجبار به سرمایه گذاری و هم سوابق لازم را دارند و اگر بخواهیم لیستی به روش حذفی بدست آوریم قضیه چنین خواهد بود:
– روسیه: به لحاظ ساختار اقتصادیش ذاتا یک کشور سرمایه گذار در سایر کشورها نیست و بیشتر دوست دارد به کشورهای دیگر صادرات و فروش داشته باشد نه سرمایه گذاری . از سوی دیگر خودش در حال تحریم است و مهم تر از آن هم اینکه به لحاظ نوع اقتصادش ، انباشت ثروت و پس انداز و سرمایه وجود ندارد که بخواهد آن را در کشور دیگری سرمایه گذاری نماید.
– اتحادیه اروپا : کمبود نقدینگی و رکود در بازارهای مالیش موجب شده است که امکان سرمایه گذاری این اتحادیه در سایر کشورها به افول گراید و عملا منابع انباشته شده برای سرمایه گذاری ندارد و اگر داشته باشد ترجیحا ایران را انتخاب نمی نماید ولی علاقه وافری برای فروش و صادرات تکنولوژی و محصول به ایران دارند.
– ژاپن : این کشور دارای سومین اقتصاد برتر دنیا بوده و هفت درصد اقتصاد دنیا را در دست دارد و از جمله کشورهایی است که به لحاظ ساختار اقتصادیش علاقمند به سرمایه گذاری در سایر کشورها میباشد و در جدول رتبه بندی نیز در دهه های اخیر جزو ۵ کشور برتر سرمایه گذاری خارجی بوده است ولی در خصوص سرمایه گذاری در ایران به دلیل همپوشانی منافعش با آمریکا تابع نظرات این کشور است .
– سایر کشورها : از بین سایر کشورها که هر کدام کمتر از سه درصد اقتصاد دنیا را دارند برخی کشورها که شمار آنها حتی به تعداد انگشتان یک دست نمیرسد هرکدام منابع اندکی میتوانند به ایران بیاورند ولی سرمایه گذاری اساسی و بزرگ انجام نمیگیرد.
– چین : دومین کشور برتر اقتصادی دنیاست که پیش بینی میشود در دهه بعد به رتبه اول جهانی نائل آید ، به لحاظ ترجیحات اقتصادی اش در رقابت جهانی ، تمایل زیادی به سرمایه گذاری در آمریکا را دارد تا ایران ، ولی یکی از کشورهایی است که میتواند منابع عظیمی را برای سرمایه گذاری برای ایران بیآورد منتهی تفکر غالب در ایران این است که منابع از چین باشد و تکنولوژی از اروپا و این امر موجب عدم توافق و تحقق سرمایه گذاری اساسی چین در ایران شده است ولی یک امکان بزرگ و پتانسیل عظیم سرمایه ای میباشد که میتوان از آن استفاده نمود.
– آمریکا : برترین اقتصاد و منابع عظیم مالی و سرمایه ای انباشت شده را در اختیار دارد و به لحاظ ساختار اقتصادیش میبایست حتما در سایر کشورها سرمایه گذاری نماید . در صورت انجام سرمایه گذاری توسط آمریکا در ایران ، رتبه ریسک ایران به حد مطلوب رسیده و بقیه کشورها نیز اتوماتیک برای سرمایه گذاری به ایران خواهند آمد .
نکته : مسایل تجاری برای آمریکا بقدری حیاتی است که حاضرند پرونده های مختومه ی چند دهه گذشته مانند پرونده ی تایوان را روی میز بگذارند وعمدا بحران سازی نمایند تا پیشروی اقتصادی چین را اندکی کنترل نمایند و به صراحت هم اعلام نمایند که راه حل اش با مسایل اقتصادی خواهد بود یا اینکه آقای ترامپ ، توافق نامه ترانس پاسیفیک را زیر سوال میبرد و حتی خبر پاره کردن آن را در دو ماه آینده اعلام میکند. اینها بدین معناست که جنگ اقتصادی تمام عیار در کل جهان در حال شکل گیری است. اکنون بمب اتم و موشک و هواپیما به یک ابزار دموده یا غیر قابل استفاده تبدیل شده اند بلکه ابزارهای جدید عبارتند از توافق نامه ها و سیاستهای اقتصادی . فلذا جهت برنده شدن در این نبرد میبایست فرماندهان نظامی و لشکری به حلقه سوم رفته و مواضع را محکم نمایند ، سیاست چی ها به حلقه دوم بروند و استراتژیها و برنامه ها را رصد و ” به روز” نمایند و در حلقه اول و خط مقدم باید تجار ، اقتصاد دانان ، سرمایه گذاران و اتاقهای بازرگانی حضور داشته باشند .
منظر دوم : چرا آمریکا ، اقدام به تمدید تحریم ها علیه ایران نمود ؟
بعد از امضای برجام ، بیش از یک هزار هیئت رسمی و غیر رسمی تجاری و اقتصادی از کشورهای مختلف ( غیر از آمریکا ) به ایران آمده و مذاکرات تجاری و امضای تفاهم نامه ها و اعلام آمادگی ها صورت گرفت .اما در این بین ، حق آب و گل ایالات متحده و حق کدخدایی آمریکا رعایت نگردیده و با همه دست دادیم غیر از آمریکا . این چه جور توافقی است که همگان از آن بهره مند شدند غیر از نفر اصلی و باصطلاح دشمن شماره یک که همه این توافقات و مذاکرات و … به خاطر ایشان بود .( مثل اینکه در شب عروسی همه پلو بخورند و داماد گرسنه بماند ) . زمینه ی اصلی تمدید تحریم ها در همین نکته ظریف نهفته است که باید آقای دکتر ظریف به آن توجه ظریفانه به آن بفرماید . تحریم ها تمدید شد تا آمریکا به موقعیت و جایگاه مناسب خود در این معادلات دست پیدا کند . اگر از روز امضای توافق نامه تا به امروز در کنار پذیرش بیش از یک هزار هیئت تجاری خارجی غیر آمریکایی تعدادی هم هیئت آمریکایی پذیرش میشد و از همین تفاهم نامه های کشکی که با انگلیس و فرانسه و روسیه و … امضا کرده ایم یکی دو تا هم با آمریکایی ها امضا میشد قطعا امروز مجبور به تحرکاتی نمیشدیم که موجب فعالتر شدن دیپلماسی خصمانه شود . پیشنهاد میشود دیپلماسی دشمن ستیزی و خصمانه را کم رنگ تر نموده و کمی هم روی دیپلماسی ” پولانه ” و روش ” بازار ” تمرکز کنیم قطعا نتیجه خوبی خواهد داشت .
نتیجه : ایران برای توسعه اش نیازبه واردات سرمایه دارد ، آمریکا هم برای حفظ و بقایش نیاز به صادرات سرمایه دارد . کافی است تجارو کارآفرینان هر دو کشور را به هم نزدیک نماییم تا این مشکل به روش ” بازار ” حل گردد در غیر اینصورت باید جنگ سرد و گرم اقتصادی را به بهای نامعلومی ادامه دهیم . داود ندیم . . موسس مدرسه سرمایه گذاری .۲۳ آذر ۱۳۹۵٫

طراحی سایت